فردا روز دیگری است می دانم
روزی شاید پر از شادی
ولی در این سیاه امروز مرا با فرداها چه کار![]()
![]()
![]()
فردا روز دیگری است می دانم
روزی شاید پر از شادی
ولی در این سیاه امروز مرا با فرداها چه کار![]()
![]()
![]()
شب تاري است در راه حياتم
دگر اميد را با خود ندارم
نصيبم جز به آه و حصرتم نيست
سرو سامان ندارم جان ندارم من خرابم
نگاهم بي كسي را كس بداند
غريبي مانده در راهم چه دانم
چه دانم در كجايم من خدايا!!!!
تويي تنها رها از اين سرايم
نگين هستي من آه سينه است
غريبم من غريبم من فغانم!!!
من بی تو آرزوی فردا را نمی خواهم
بی تو دریا آبی نیست
بی تو گلهای امید ارغوانی نیست
بی تو من تنها
بی تو امروزها بی فردا
بی تو من به سیاهی غم
بی تو اشکها بی پروا
میروی!!!!!!
به همراهت دعای من
اما بدان
بی تو زندگی بی معنا![]()
![]()
![]()
اگه ایرادی هم می بینید ممنون میشم بگید بهم میدونم شعرام پر مشکل
آخه ما که شاعر
نیستیم گه گداری که زندگی اذیت میکنه می نویسیم آخه میدونید هیچ کس مثل کاغذ نیست که
فقط گوش کنه و خوب هیچی به کسی نگه
ممنون میشم کمک کنید بهتر بتونم بنویسم![]()
![]()
![]()
بیا و دوباره سنگ دلم را بنا کن
به آشنای غریبت باره دیگر اتنا کن
به پاس عشق ناب بی فریبش
صدای غم را تو بی صدا کن![]()
![]()
![]()
چراشو نپرسین یه آپه جدید یه شعر جدید!دو بیت اولش برای عزیز ترین کسمه!
چرا وقتی کسی میفهم دوستش داری اذیتت میکنه نمی دونم با این که دوست داره!
اگر کسی دلیلش و یافت به منم بگه مژدگانی بگیره![]()
خداحافظ
خداحافظ ای شب به نور تو روشن
خداحافظ ای ماه بی منت من
همه روح و جانم فدای سر تو
خداحافظ ای درد بی منت من
خداحافظ ای زندگی ای بهارم
خداحافظ ای روزگار خزانم
خداحافظ ای بی صداترین فریاد این قلب شکسته
خداحافظ ای که با رفتنت روزگاری در غم نشسته
خداحافظ ای برگ و بار خزانم
ای که از دوریت دیر زمانیست بی قرارم
من خود در کنجی نشسته
در غم دیروزها فرداها را شکسته
گریه ای در گلو مانده ای دل
ای که با رفتنت قلبم بر عذا نشسته
رفتی و باورها را در نگاه شکستی
به دیدن خزان عشق در همان ابتدا نشستی
رفتی دادی یاد به این دل ساده باور من
که نیست کسی در این روزگار رنگ این دل و باور من
خدا باشد به همراهت رفیق نیمه راه من
ای سراب روزگار بی وفای من
تو را می سپارم به یادها و فریادها
به آن روزگار سرداب ها
به آن زمان بی وفایی ها بی قراری ها
بی تو خواهد گذشت می دانم
تو را می سپارم به لحظه های بی گناهی ها!!!!!!![]()
![]()
![]()
خیلی دیر کردم میدونم
ولی حق بدین سرم خیلیییییییییییییییییییییی شلوغ بود
اول کارو دوباره یه
شعر تلخ دیگه جه کنم روزگار بیشتر از این با من را نمیاد ![]()
چه روزگاریست روزگار ما
عشق ها بی معنی
چشمها بی پروا
قلب ها تو خالی
عشق ها پوشالی
همه دم از عشق میزنند هر دم
چه باید کرد با قلب های بی همراه
فریب وریا هم گام عشق!!
میشود باور کرد!!!![]()
صد حیف که در این دوران فریب و عشق را باید با هم یاور کرد
روزگاری سرد
روزگاری بی احساس
همه در پی سعادت و خوشبختی
ای عشق تو در این میان کجایی
ای عشق بی معنی ترین واژه!
میشود دیگر برایت شعر گفت!
میشود از تو برای روزگاران یاد کرد!
نیستی آشنا به گوش مردم این دوران
با توتنها میتوان افسانه هارا همراه کرد
در نگاه او فریب را می تان احساس کرد
در نگاه دوم عشق را باید در خاک کرد
نیست جز فریب و جز ریا
با عشق تنها میشود در افسانه هاپرواز کرد![]()
![]()
![]()
در زلال لطف بیکران تو
می برد مرا به هر کجا که میل اوست
موج دیدگان مهربان تو
زیر بال مرغکان خنده هات
زیر آفتاب داغ بوسه هات
ای زلال پاک
جرعه جرعه جرعه می کشم تورا به کام خویش
تا که پر شود تمام جان من زجان جان تو!
ای همیشه خوب
ای همیشه آشنا
هر طرف که میکنم نگاه
تا همه کرانه های دور
عطرو خنده و ترانه میکند شنا
در میان بازوان تو
ماهی همیشه تشنه ام
ای زلال تابناک
یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی
ماهی تو جان سپرده روی خاک!!!!!!!![]()
![]()
![]()
فریدون مشیری
ای میرسی که ماه را بر لبانت می نشاند![]()
![]()